الیساالیسا، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 15 روز سن داره

الیسای خوشگل من

آهنگ نمیدونی گوگوش

این روزا عاشق آهنگ نمیدونی گوگوش و تیتراژخبر بی بی سی هستی. مثل اینکه این ها رو بیشتر از آگهی های جم دوست داری منم آهنگ گوگوش رو ضبط کردم و وقتی میخوام بهت غذا بدم اونو میزارم و بهت غذا میدم ، تو هم که عاشق این آهنگی و تا قاشق آخر نام نام ات رو میخوری.  اینم از ترفند های مامانی در سوء استفاده کردن از علائق شما ناز گلم... ...
5 شهريور 1392

درک واژه ها

دیگه واژه های، بده ، بیا ، نکن ، بزن، بشین، ناز کن نازی نازی و بوس کن رو درک میکنی  همین جمعه ای (منظورم 25 مردادماه 92 هستش) دوست بابایی و خانوم و آقا پسرشون مهراد و عمو رضا اینا خونه ما بودن . شما بغل عمو رضا بودی و دستت یه هلو بود عمو رضا گفت بده که شما هلو رو گذاشتی دستش ، داشت از تعجب شاخ در می آورد که من گفتم که شما این واژه ها رو میفهمی و اونم از ذوق اش هلویی رو که بهش داده بودی رو خورد و شما هم اعتراضی نکردی و همینجور هاج و واج نیگاش میکردی . ...
3 شهريور 1392

اولین دندونت

طبق ساختار دندان شیری در دندانپزشکی اولین دندونی که در آوردی  "دندان پیشین مرکزی فک پایینته" ، که این روزا براحتی با خندیدنت تو دهنت معلوم میشه . مبارکه گلم . امیدوارم دندونای دیگه ات براحتی دربیاد.   اینم ساختار و ترتیب دندانها در فک پایین و بالا: ...
2 شهريور 1392

غذاهای متنوع

مامانی یه کتاب آشپزی غذای کودک خریده  و داره از روش برات غذاهای متنوع درست میکنه تا حس چشایی شما به مزهای مختلف آداپته شه و وقتی بزرگتر شدی بد غذا نشی . منظورم از اون دسته از بچه هاست که اینو میخورن اونو نمیخورن ... تا حالا از روی دستورالعملهاش برات غذاهای "فیله مرغ پخته با هویج و ذرت "– و "خوراک نرم گوشت با لوبیا سبز" رو پختم البته محتویاتشون خیلی زیاد بود ولی اسمشون اینا بود. دوسشون داشتی . ...
2 شهريور 1392

خاطرات غربالگری سه ماهه اول من

کلی با حوصله نزدیک به یک ساعت تایپ کردم همه پرید. همش میخواستم تو WORD  سیو کنم که تنبلی کردم و اون بلا سرم اومد . میخواستم راجع به آزمایشهای غربالگری بنویسم . قرار بود چهارشنبه 20 اردیبهشت ماه  برم آزمایشهای غربالگری رو انجام بدم برا همین به آزمایشگاه نیلو زنگ زدم و پرسیدم آیا نیاز به وقت گرفتن داره یا نه ؟ که خانومه گفت برای کی میخوای بیای ؟گفتم چهارشنبه ،که گفت چرا زودتر نمیای؟ منم گفتم نسخه ام برای بیستم اردیبهشته. خانومه گفت مشکلی نیست زودتر هم میتونی بیای. منم از اونجا که روز دوشنبه تو اداره جلسه داشتم برای سه شنبه وقت گرفتم یه روز قبل از نسخه دکتر.  روز سه شنبه مرخصی گرفتم و صبح  ساعت 8:22 دقیقه از خونه با شوهرم ر...
20 ارديبهشت 1391